58
تناقضگويى البانى در سماع موتى
چيزى كه سستى ديدگاه البانى و ديگر وهابيان مخالف سماع موتى را بيشتر آشكار مىكند، تناقضگويى صريح آنان در اين باره است. حديث معروفى از پيامبر اكرم(ص) در متون اهلسنت و با اين عبارت آمده است:
ما من احد يُسَلِّم علىّ إلا ردّ الله علىّ روحي فأرُدّ عليه السلام. 1
هيچ كس بر من سلام نمىكند، مگر اينكه خداى متعال روحم را به [بدن] من برمىگرداند و پاسخ سلام او را مىدهم.
از البانى پرسيدهاند: «به اعتقاد بعضى، حديث ياد شده بر زنده بودن پيامبر(ص) دلالت مىكند، نظر شما در اين باره چيست؟» وى كه به لحاظ سند، حسن بودن حديث را نمىتوانست منكر شود، به ناچار از ديدگاه سابق خود تنزل كرده و مسئله بازگشت روح مطهر حضرت(ص) به بدن مقدس ايشان را براى پاسخ دادن به سلام مسلمانان پذيرفته، ولى متأسفانه آن را اين گونه توجيه كرده است:
اولاً: حكم بازگشت روح به بدن، مختص پيامبر اسلام(ص) است و نه ساير پيامبران(عليهم السلام) يا ساير اولياى الهى؛ ثانياً: حديث ياد شده تنها بازگشت روح هنگام سلام را اثبات مىكند و نه دائمى بودن ارتباط روح مطهر آن حضرت با بدن شريف ايشان را! 2
اما سؤالى كه وهابيتِ طرفدارِ اين نظريه بايد پاسخگوى آن باشند، اين است كه: