148اصل ياد شده هستند، نام مىبرد و مىگويد: «مالك» و «شافعى» اهداى ثواب زندگان به اموات را فقط در مورد صدقه و ساير عبادات مالى و حج جائز مىدانند، اما در مورد عبادات بدنى از قبيل نماز، روزه، قرائت قرآن و غيره آن را جايز نمىدانند. 1
ج) در كتاب «موسوعه فقهيه» نيز آمده است:
نزد اهلسنت و جماعت هركس روزه بگيرد، يا نماز بخواند و يا صدقه دهد و ثواب آن را براى ديگرى اعم از اموات يا احيا قرار دهد، جايز است و ثواب آن عمل به او مىرسد، ولى مالك و شافعى عبادات بدنى محض مانند: نماز و تلاوت قرآن را از اين حكم استثنا كرده، گفتهاند ثواب اين عبادات به ميت نمىرسد. 2
د) ابن ابى العزّ حنفى (م792ه .ق) در شرح «العقيدة الطحاوية»، اختلاف اهلسنت در مسئله وصول خيرات به ميت را تأييد كرده، مىگويد:
در وصول عبادات بدنيه مانند روزه، نماز، قرائت قرآن و ذكر اختلاف نظر است؛ ابوحنيفه، احمد بن حنبل و جمهور سلف قائل به وصول آن به ميتاند، درحالىكه مشهور از مذهب شافعى و مالك معتقد به عدم وصولاند. ابن ابى العز سپس از گروهى ديگر از اهلسنت، كه از آنان به عنوان اهل بدعت از اهل كلام ياد كرده است، 3 نام مىبرد كه معتقدند: