119روشن است كه دعاى ياد شده مستجاب است؛ زيرا اولاً: مورد تأييد خداى متعال است؛ چون هر كلامى كه در قرآن كريم از ديگران نقل قول شود، اگر مورد تأييد خداى متعال نباشد، فوراً ردّ مىگردد؛ ثانياً: دعا كنندگان نيز انسانهايى شايسته و مورد تأييد خداى متعال هستند؛ بخصوص كه يكى از آنان (نوح) پيامبر اولوالعزم و داراى مقام عصمت است.
نتيجه آنكه براى اموات مؤمن، پيوسته طلب آمرزش مىشود و آمرزشطلبى انسانهاى صالح، آمرزش خداى متعال را در پى دارد. و نتيجه آمرزش، ارتقاى معنوى و روحى آنان از مرتبه پائينتر به مرتبه بالاتر و در واقع، همان تكامل برزخى است.
اگر كسى بگويد: نتيجه آمرزش گناه، ممكن است تنها رفع عذاب باشد، نه ارتقاى معنوى، در پاسخ مىگوييم: نتيجه آمرزش گناه تغيير وضعيت روحى انسان است؛ يعنى روح شخص گنهكار از ضيق و گرفتگى كه در اثر عذاب به وجود آمده، به انبساط و وسعت روحى تغيير مىيابد و انبساط روح، تكامل يافتن آن است؛ چنانكه از آيه 125 سوره شريفه انعام، تفاوت انبساط و ضيق روح قابل درك است:
فَمَنْ يُرِدِ اللّٰهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمٰا يَصَّعَّدُ فِي السَّمٰاءِ كَذٰلِكَ يَجْعَلُ اللّٰهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ
هر كه را خدا بخواهد هدايت كند سينهاش را براى پذيرفتن اسلام مىگشايد و هر كه را بخواهد گمراه كند، سينهاش را تنگ و سخت نموده؛ گويى مىخواهد به آسمان بالا رود، بدينسان خدا بر كسانى كه ايمان نمىآورند، ناپاكى مىنهد.