96اگر شركت در جماعت مخالفين، باعث از بين رفتن يا كم شدن دشمنى آنان با شيعه گردد يا ترك اين حضور باعث شعلهور شدن آتش فتنه و دشمنى شود، اين حضور واجب مىگردد. 1
محدث بحرانى نيز گرچه در جايى ديگر، روايات را بيانگر استحباب مؤكد مىداند، در انتهاى كلام خود به نحو ترديد، اين شركت و حضور را مستحب يا واجب مىداند. 2 روشن است بسيارى از اين روايات ناظر به فضاى مدارات است. در هر حال مىتوان گفت همه فقهاى اماميه قائل به استحباب اقتدا يا حضور با اهل تسنن در نماز جماعت هستند.
شيخ حر عاملى و محدث نورى، روايات مشوقه شركت در جماعت مخالفين را تحت
«باب اسْتِحْبَابِ حُضُورِ الْجَمَاعَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ لِلتَّقِيَّةِ وَ الْقِيَامِ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ مَعَه » ذكر كردهاند. 3 برخى ديگر نيز بر استحباب يا تأكيدى بودن اين حضور تصريح كردهاند. محدث بحرانى مىنويسد:
« قد استفاضت الأخبار بأنه يستحب حضور جماعة المخالفين استحبابا مؤكدا » 4 شيخ انصارى نيز، همانطوركه در عبارت بالا ذكر شد، يكى از موارد تقيه مستحبى را موردى مىداند كه با تقيه حسم ماده ضرر مىشود و از قضا خود ايشان نيز اذن در شركت در جماعت مخالفين را براى تأليف قلوب و در نتيجه حسم ماده ضرر دانسته است. 5 محقق قمى نيز مىفرمايد:
« يستحب حضور جماعة أهل الخلاف استحباباً مؤكّدا ». 6 ديگر فقها نيز به اين مطلب تصريح كردهاند. 7