107
تقريب اول: ذكر ثواب
در تبيين اين تقريب مىتوان گفت ثوابهاى فراوانى كه بر اقامه جماعت با مخالفين در اين روايت يا روايات ديگرى با عباراتى چون
«كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللهِ» و
«كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ فِي سَبِيلِ الله» بيان شده است، با جماعت حقيقى تناسب دارد، نه با اقتداى صورى.
اشكال
اين روايت بيانگر ثواب شركت در جماعت اهل تسنن است و ناظر به اقتداى حقيقى يا صورى نيست و اين موضوع را بايد از روايات ديگر استفاده كنيم. بسيارى از فقها از اينگونه روايات تنها، استحباب حضور در جماعت اهل تسنن را استفاده كردهاند. شيخ صدوق اين روايت را در باب
« الجماعة و فضلها » 1 ذكر كرده و صاحب وسائل نيز آن را در
« بَابُ اسْتِحْبَابِ حُضُورِ الْجَمَاعَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَي بِهِ لِلتَّقِيَّةِ وَ الْقِيَامِ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ مَعَه »
2
آورده است. شهيد اول اين روايت را در شمار روايات ديگرى، كه بيانگر ثواب بسيار شركت در نماز جماعت مخالفين است، دليلى براى مستحب مؤكد بودن اين حضور ذكر كرده است. 3 ديگر فقها نيز همين نگاه را به اين روايت داشتهاند. 4 مرحوم ميرزاهاشم آملى ذكر ثواب در اينگونه روايات را به دليل اصل حضور در جماعت آنها دانسته و براى آن دلالتى براى صحت نماز يا جماعت قائل نيست: «ممكن است ثواب به خاطر حفظ نظام شيعى و وحدت اسلامى باشد نه در برابر نماز. بنابراين تمسّك به ذكر ثواب در اين روايات براى صحت نماز وجهى ندارد». 5 ايشان روايت حفص بن بخترى را شاهد برداشت خود ذكر كردهاند. روايت چنين است: