93كلام برمىخاست؟! حسن سقاف، متفكر اردنى، در پاسخ به اين پرسش، به سه دليل اشاره مىكند و مىگويد:
«مجسمه» و «مشبهه» چنين ترويج مىكنند كه پرداختن به علم كلام، مذموم است و كسانى را كه به اين علم مشغولاند، به بدعت و كفر متهم مىكنند. اما حقيقت چيز ديگرى است؛ هدف آنها از اين امر، سه چيز است:
يك- براى اينكه مخالفان خود را بدون اينكه قدرت معارضه داشته باشند، به بدعت و زندقه متهم كنند و خودشان، هرگاه اراده كنند به مسائل فلسفى و كلامى بپردازند.
دو- براى اينكه در قلوب عامه مردم و عامهنمايانى كه داراى مدرك علمىاند، ترس ايجاد كنند كه آنها بهصورت اصولى، به تعليم علم كلام با روشى كه بزرگان علم مشخص كردهاند، نپردازند.
سه- براى اينكه علمايى را كه مخالف آراى فاسد آنهايند، به جهميه نسبت دهند و در اين امر، به سخنان بعضى از علماى سلف كه عباراتى از آنها در ذمّ كلام آمده است احتجاج مىكنند و عبارات آنها را در غيرموضع صحيح بهكار مىبرند. 1
وهابيت براى القاى وجود حيرت و اضطراب ميان متكلمان، ترويج مىكنند كه بسيارى از متكلمان بزرگ مانند امامالحرمين جوينى و فخر رازى، در آخر عمر، از پرداختن به علم كلام اظهار پشيمانى نمودند و از علم كلام برگشتند. حسن سقاف به اين مسئله نيز اشاره مىنمايد و