73سلفيه براى اثبات وحى بودن سنت، به ادلّه قرآنى، مانند آيه (وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ * إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ ) و روايت
«الا اني اوتيت الكتاب و مثله معه» و اجماع كه از افرادى مانند ابنحزم و شوكانى نقل شده است، استناد مىكنند. 1
همچنين به استناد اينكه سنت، وحى است و وحى نيز از جانب خدا محفوظ است، به آيه ( إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ ) 2 اشاره مىكنند.
سلفيان با ذكر احاديثى از پيامبر(ص)، با استناد به كوشش صحابه براى حفظ احاديث و دادن وعده عذاب به كتمانكنندگان علم و دروغ بستن بر آن حضرت، به محفوظ ماندن سنت استدلال مىكنند و تأكيد مىكنند كه از مهمترين علتهاى حفظ سنت، اهتمام ويژه صحابه به كتابت و نشر و فهم احاديث است.
اما بسيارى از محققان، از جمله محققان شيعه، منع تدوين احاديث و شعار
«حسبنا كتاب الله» را به منزله پرسشى مهم در برابر آنان عرضه مىكنند كه هنوز پاسخ درخورى به آن داده نشده است. بىشك، منع كتابت حديث، داراى زيانهاى فراوانى است كه در تاريخ اسلام نمونه ندارد؛ از جمله اين زيانها، مىتوان به معرفى سنتهاى خلفا به عنوان سنت پيامبر(ص) در جامعه اسلامى اشاره كرد. البته كسى منكر حضور سنت پيامبر(ص) و حفظ سنت پيامبر(ص)