70مسئله ديگرى كه فرحان مالكى به آن واكنش نشان مىدهد، برداشتهاى ناصحيح از قرآن و لزوم وجود معيار صحيح براى فهم درست قرآن است. وى معتقد است كه براى فهم قرآن كريم، بايد شيوهها و معيارهاى درست و لازم را در دست داشت؛ در غير اين صورت، ممكن است سخنان ناروا به قرآن و اسلام نسبت داده شود. بنابراين جايز نيست كه قرآن را با فهم ناقص بفهميم و با همين فهم ناقص، بقيه آيات را هم ملاحظه كنيم. 1
حسن سقاف، محقق ديگرى است كه با رويكرد وهابيت به قرآن، مخالف است. وى در نقد رويكرد وهابيت به قرآن مىگويد:
هيچ شكى وجود ندارد كه قرآن كريم، اصل اساسى براى استنباط تمام علوم اسلامى و مصدر اصلى براى تبيين و بناگذارى بر عقايد و توحيد است. ولى بايد توجه داشت كه خود قرآن، براى استفاده از آيات خود و رسولخدا(ص)، قواعد و ضوابطى مطرح كرده است؛ براى مثال با اينكه كلمه نسيان، به خدا اضافه شده است، حق نداريم نسيان را صفتى از صفات الهى بدانيم؛ زيرا در آيه ديگر، نسيان از خدا نفى شده است: ( وَ مٰا كٰانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ). 2 بنابراين جايز نيست هر لفظى را كه در قرآن وارد شده است، به خداوند اطلاق كنيم. اين قاعده، مخالف گروهى از مجسمه وهابيت است كه مىگويند: «خداوند را توصيف نمىكنيم؛ مگر به آنچه خود را با آن توصيف كرده است». 3