155مىطلبند و خدا و پيامبرش را يارى مىكنند و آنها راستگوياناند و براى [نيازمندان از] كسانى است كه در اين سرا (سرزمين مدينه) و در سراى ايمان پيش از مهاجران مسكن گزيدند و كسانى را كه بهسويشان هجرت كنند، دوست مىدارند؛ هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند و كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش بازداشته شدهاند، رستگاراناند. [همچنين] كسانى كه بعد از آنها (مهاجران و انصار) آمدند و مىگويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند، بيامرز و در دلهايمان حسد و كينهاى از مؤمنان، قرار مده. پروردگارا! تو رئوف و مهربانى.
اين آيات، بهطور روشن، مهاجران و انصار را مدح كرده و علامات و صفات و اعمال آنها را يادآور شده و علامت روشن اين گروه را دعا براى مهاجران و انصار و نداشتن كينه و حسد از آنها قرار داده است.
بنابراين كسانى مثل معاوية بن ابىسفيان، وليد بن عقبه، بُسر بن ارطاة، ابىالاعور الاسلمى و حرقوس بن زهير، رئيس خوارج كه بعد از بيعت رضوان مسلمان شدند و با شرط احسان مخالفت كردند و با سابقان جنگيدند و بهجاى دعا، آنها را سب كردند، نه از صحابهاند و نه از تابعان به احسان؛ هرچند علما، آنها را صحابى به معناى عام ناميده باشند.
به همين علت، بعضى محققان گفتهاند كه هركس از صحابه متأخر كه صحابه سابقان را سب كرده باشد، مثل بعضى از اهل مصر