153مستقل به حساب نمىآورد و فقط براى تفسير و تأييد و تحكيم نصوص شرعى از آنها استفاده مىكند، مفهوم صحابى در آثار صحابه و تابعان است. 1
در قرآن، براى صحابى دو مفهوم وجود دارد: يك مفهوم عام كه نه اقتضاى مدح دارد و نه ذم؛ مگر از نظر خود سياق آيه؛ مثل ( وَ مٰا صٰاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ ). اين آيه، براى كفار، مفهوم همراهى را اثبات مىكند ولى هيچ اقتضاى مدح براى آنها وجود ندارد. ازاينرو، آن را مفهوم عام مىناميم. در مقابل، مفهوم ديگرى وجود دارد كه اقتضاى مدح و ثنا دارد كه از الفاظ و دلالت آيات پيداست و آن را نيز مفهوم خاص يا شرعى مىناميم 2؛ چنانكه خداوند مىفرمايد:
(لَقَدْ تٰابَ اللّٰهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهٰاجِرِينَ وَ الْأَنْصٰارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سٰاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مٰا كٰادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تٰابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ) (توبه: 117)
به يقين خداوند رحمت خود را به حال پيامبر و مهاجران و انصار كه در زمان سختى و شدت [جنگ تبوك] از او پيروى كردند، شامل نمود؛ نزديك بود دلهاى گروهى از آنها از حق منحرف شود [و از ميدان جنگ باز گردند] بعد از آنكه سپس خدا توبه آنها را پذيرفت؛ زيرا او به آنان رئوف و مهربان است.
اين آيه، درباره غزوه تبوك نازل شده است كه در سال نهم