136مىپرسيدند چرا ما را كه جز خدا نمىپرستيم، تكفير مىكنيد؟! او با بازگرداندن معناى عبادت به توحيد و قرار دادن فهرستى طولانى از شروط براى موحد بودن، مخالفانش را از جرگه مسلمانى خارج مىكند؛ مگر اينكه از ديدگاه و اجتهاد او در تعريف سختگيرانه و دور از رأفتش درباره توحيد و شرك، پيروى كند. 1
تعريف صحيح عبادت
حسن بن على السقاف شافعى، در آثارش براى پاسخگويى به شبهات وهابيت، به تعريف عبادت توجه كرده است:
مطلق خضوع، تذلل، دعا، استغاثه، خوف و رجا عبادت نيست؛ مگر آنكه همراه با نوعى اعتقاد به صفت ربوبيت يا يكى از صفات آنها باشد و قول پيامبر(ص) كه فرمود «دعا مغز عبادت است»، به اين معنا نيست كه هر دعايى عبادت است. بلكه آن دعايى عبادت است كه براى خدا بوده يا براى كسى باشد كه دعاكننده معتقد به صفتى از صفات ربوبيت براى مدعوّ است.
سپس مىافزايد: «عبادت در شرع، عبارت است از نهايت خضوع و تذلل به كسى كه خضوعكننده معتقد به اوصاف ربوبيت در خضوع شده باشد». 2
از اين نكته بهدست مىآيد كه بسيارى از مواردى كه وهابيان آنها را عبادت مىشمارند، در مصاديق عبادت وارد نمىشود.