115در گذشته پديد آمده باشد و چه در آينده. پس براى مثال هرگاه گفته شود «طلعت الشمس»، تأويل آن، همان طلوع خورشيد است كه در آسمان ديده مىشود. 1
ج) تأويل در اصطلاح متأخران كه نزد سلفيان به تأويل كلامى معروف است، گرداندن لفظ از معناى ظاهر و راجح، به معناى مرجوح است، بهسبب وجود دليل و قرينه. آنچه ابنتيميه و پيروان او با آن سر جنگ و ستيز دارند، همين معناى سوم است. 2
سلفيان بهعلت رويكرد ظاهرگراى خود، به نفى تأويل به معناى عدول از ظاهر پاى مىفشارند و عدول را نمىپذيرند و قائل شدهاند كه تعريف تأويل نزد سلف، با تأويل نزد خلف متفاوت است. آنان قائلاند كه معناى تأويل نزد سلف، همان معناى لغوى تأويل است كه عاقبت و تفسيرش را تأويل شىء مىگفتند. اما متأخران براى آن معنايى جعل كرده و قائل شدهاند كه تأويل يعنى «صرف اللفظ عن الاحتمال الراحج الي الاحتمال المرجوح». پس طبق ديدگاه سلفيان، ميان تأويل و تفسير، فرقى نيست. 3
ابنتيميه تأويل در كاربرد قرآنى را به معناى دوم مىداند كه عبارت است از واقعيت هر سخن و فعل. 4