101
اصل دوم: دومين اصلى كه روش سلفيه بر آن استوار است، پيروى از راه سلف در مباحث اعتقادى است. ابنتيميه كه مجدد بزرگ سلفيه است، در اينباره مىگويد:
در طول عمر خود تا اين ساعت، هيچكسى را در اصول دين (اعتقاد) به مذهب حنبلى و غيرحنبلى دعوت نكرده و بر آن تلاشى ننمودهام و در كلام خود چيزى نمىآورم؛ مگر اينكه ائمه سلف بر آن اتفاق نظر داشته باشند. 1
ارزيابى و نقد
سلفىگرى، از همان آغاز، با مخالفانى روبهرو بوده است و بسيارى از مخالفان آن، به خود اهلسنت تعلق داشتهاند. اين وضع هنوز هم ادامه دارد و امروزه جداى از شيعه، مذاهب ديگر اسلامى نيز به آنان حمله مىكنند. آنچه نقدهاى معاصر را از نقدهاى سنتى جدا مىكند، به چالش كشيدن اصل مكتب سلفىگرى است؛ براى نمونه، در گذشته، اين مكتب، معمولاً در قالب مبارزه با شبهههايى همچون توسل و زيارت قبور، نقد مىشد؛ درحالىكه امروزه اساس انديشهاى به نام سلفىگرى را به چالش مىكشند. 2
ميان منتقدان معاصر سلفيه، مهمترين نقد را عالم برجسته سورى، محمد سعيد رمضان البوطى در كتاب «السلفية مرحلة زمنية...» مطرح كرد. وى مىگويد: