76ايشان در كتاب مختصر نيز همين مطلب استفاده مىگردد. 1 نووى نيز در «روضة الطالبين»، به نقل از ابوهريره، اين قول را مىپذيرد و مىگويد اين قول ارجح است. 2 صاحب سبل الهدى والرشاد نيز همين ديدگاه را مىپذيرد. 3
براى حكم به حرمت عقد اين دسته از همسران پيامبر(ص)، سه دليل ارائه شده است:
يك - عموميت كلمه «ازواجه» كه شامل تمامى زنهاى پيامبر(ص) مىگردد.
دو - «من بعده» در آيه، اختصاص به بعد از وفات ندارد. بلكه مقصود، بعد از نكاح با پيامبر(ص) است. از اينرو آن دسته از زنهايى را نيز كه مدتى با پيامبر(ص) بوده و از حضرت جدا شدهاند، شامل مىگردد.
سه - معمولاً شوهر دوم، نظر مناسبى نسبت به شوهر اول ندارد و از سوى ديگر، محبت پيامبر(ص) نيز واجب است. پس ازدواج اينها حرام است؛ زيرا لازمهاش بغض شوهر دوم نسبت به پيامبر(ص) است.
ب) عقد اين دسته از همسران پيامبر(ص) حرام نيست و تحت عموم حكم حرمت عقد قرار نمىگيرند و مشمول «ازواجه» نمىباشند. برخى اين ديدگاه را به دلايل زير پذيرفتهاند:
يك - پيامبر(ص) از آنها قطع اعتنا كرده و به آنها توجهى نداشته است. بنابراين آنها را براى ادامه زندگى انتخاب نفرموده است.
دو- اعتقاد به حرمت ازدواج اين گروه از همسران، نوعى اضرار به اين زنهاست كه ديگر نمىتوانند ازدواج نمايند.
سه - مقصود از «بعد» در آيه كريمه، بعد از وفات پيامبر(ص) است. از اينرو موارد طلاق يا مستعيذه يا فسخ عقد را شامل نمىگردد.