170تو هرگز پيش از اين ، هيچ كتابى نمىخواندى و با دست خود چيزى نمىنوشتى؛ مبادا كسانى كه درصدد [تكذيب و] ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند.
خداوند در چند آيه از قرآن، پيامبر(ص) را «امّى» معرفى مىنمايد. قول مشهور در «امّى» آن است كه درس نخوانده است و همانگونه كه در مسئله شعر گفتيم، حكمتش آن است كه مبادا كسانى فكر كنند كه او بر اثر درس و مطالعه توانسته است كلماتى را بياورد. در واقع اين مسئله، هم دفاع از شخص پيامبر(ص) و حقانيت ادعاى او و هم دفاع از ساحت قرآن است كه آن را از كلام بشرى كه با مطالعه و درس خواندن به دست مىآيد، جدا كند و راه را بر كجانديشان و بدانديشان ببندد.
«مجاهد» مىگويد:
چون اهل كتاب در كتاب مقدسشان خوانده بودند كه پيامبر(ص) خط نمىنويسد و كتاب نمىخواند، خداوند براى اينكه به آنها بگويد اين همان پيامبر(ص) است، اين آيه را نازل فرمود. 1
پس خداوند پيامبر(ص) را اينگونه معرفى كرد كه او قبل از اين، كتابى را نخوانده و چيزى را ننوشته است؛ تا حقانيت پيامبر(ص) و ادعايش را ثابت كند و از سويى نيز بشرى بودن قرآن را نفى نمايد. پس اينگونه نيست كه پيامبر(ص) بر اثر مطالعه كتب گذشتگان، چيزهايى را فراهم آورد و آنها را بنويسد و ادعا كند كه اينها كلام خدا مىباشد.
برخى از عالمان شيعه و اهل سنت، با توجه به اين آيه، معتقدند كه نوشتن، بر پيامبر(ص) حرام بوده است. البته برخى اين ديدگاه را نمىپذيرند. در واقع از ظاهر آيه، هيچگونه نهى و منعى استفاده نمىشود؛ تا حرمت ثابت شود. بلكه آيه در مقام توجه دادن به پيامبر(ص) است تا ديگران متوجه شوند كه ايشان اين