156و در آيه (لاٰ يَحِلُّ) بحث ازدواج مجدد و استبدال همسران است كه اينها دو موضوع جداگانهاند. ضمن اينكه برخى از عالمان بزرگ شيعه و اهل سنت بيان داشتهاند كه ما هيچ دليلى بر نسخ و نيز بر تقدم يكى از اين آيات نداريم؛ تا ناسخ ديگرى وجود دارد. 1 حتى اگر تأخر آيه «تحليل» در ترتيب نزول ثابت شود، باز نمىتوانيم ناسخ بودن را ثابت كنيم؛ زيرا جنبه تقييد پيدا مىكند و كليت حكم، نقض نشده است. بلكه به پيامبر(ص) گفته مىشود كه با غير از اين زنها نمىتواند ازدواج كند. مهمتر آنكه، روايات ائمه معصوم(عليهم السلام) برخلاف اين نظريه را ارائه نموده است.
ائمه معصوم(عليهم السلام)، درروايات صحيحه، اين حرمت را بر پيامبر(ص) انكار فرمودهاند و درواقع از كلام ايشان به دست مىآيد كه حرمتى نبوده است تا حليتى آن را نسخ كند. روايات مذكور در كتاب «كافى» نقل شدهاند. گفتنى است در برخى قسمتهاى روايت، به نظر بعضى از بزرگان شيعه، با ظاهر آيه ناسازگارى وجود دارد 2؛ به طورىكه حتى برخى از فقيهان و مفسران قائلاند كه بايد علم آنها را به خود ائمه معصوم(عليهم السلام) واگذاريم و ما از درك آن عاجزيم. 3 اما با اين حال، قسمتهايى از آن، كاملاً در تفسير آيه، واضح و روشن است كه به تفصيل، آن را بيان خواهيم نمود.
روايت اول (صحيحه حلبى)
بسيارى از بزرگان، اين روايت را تحت عنوان صحيحه حلبى نقل كردهاند. على بن ابراهيم از پدرش و محمد بن يحيى از احمد بن محمد و همگى آنها از ابن ابىعمير از حماد از حلبى روايت كردهاند كه گفت: