144اينها همه تازهمسلمانانى بودند كه هنوز خاطرههاى استبداد اشراف را در ذهن داشتند و ممكن بود چنين برداشت كنند كه پيامبر(ص) نيز همينگونه است؛ فارغ از اينكه ايشان متصل به عالم غيب است.
مشورت با اصحاب، اين خصوصيات را داشت كه آنها خود را در همه كارها شريك مىدانستند و باعث همدلى مىشد و اگر در جايى، شكست ظاهرى اتفاق مىافتاد، كسى پيامبر(ص) را به تنهايى مقصر نمىدانست و نكته مهمتر، اينكه كسى پيامبر(ص) را به استبداد متهم نمىكرد.
اينها همه نوعى از آموزش، براى آينده مسلمانان و لازمه ابلاغ و اكمال رسالت پيامبر(ص) بود تا اينكه مسلمانان با اين شيوهها آشنا گردند. پس پيامبر(ص)، با آنها مشورت مىكرد و در مواردى به مشورت آنها عمل مىنمود؛ مانند قضيه خندق و مواردى كه در تاريخ آمده است. 1
بنابراين معلوم مىگردد كه در مشورت، مسئله نياز پيامبر(ص) و نقص ايشان مطرح نيست. بلكه مشورت، نوعى از آموزش براى آينده حكومت اسلامى و جلوگيرى از خودرأيى و استبداد و ايجاد همدلى بين مسلمانان و اتحاد آنها حول يك هدف واحد است. درواقع اين كار، از وظايف پيامبر(ص) و جزئى از ابلاغ و اكمال رسالت است.
چگونگى مشاوره
درباره اينكه مشاورههاى پيامبر(ص) چگونه و در چه مسائلى بوده، دو نظريه مطرح شده است: يكى اينكه مشاوره، فقط در مسائل مربوط به جنگها بوده است؛ زيرا هم شأن نزول و هم سياق آيه، اين را مىرساند و براساس آنچه نقل شده است، پيامبر(ص) فقط در جنگها مشورت مىكرد. 2