143
چرايى مشاوره
عالمان شيعه و اهل سنت، حكمتهاى متعددى را براى اين حكم، بيان كردهاند كه همه آنها در اين حكمت كه بيان مىشود، جمعپذيرند:
گفتنى است پيامبر اعظم(ص) در نقطهاى از دنيا به رسالت برگزيده شد و حكومت خود را بنا نهاد كه انسانها از ضرورىترين آداب و روابط اجتماعى، آگاهى نداشتند. آنان به صورت طايفهاى و قومى زندگى مىكردند. رئيس طايفه و قوم، هيچ حقوقى را براى افراد زيردست قائل نبود و در اين اوضاع، كمترين حقوق انسانى رعايت نمىشد. بردهدارى در اوج خود بود و تعصبات قومى و قبيلهاى و جنگها و خونريزىهاى بدون دليل، دامنگير آنها شده بود. هميشه افرادى، اشراف و اشرافزاده بودند و ديگران، زيردست و پست؛ آنها حكم مىكردند و اينها بدون چون و چرا اطاعت مىنمودند.
پيامبر(ص) در چنين فضايى مأمور مىگردد تا انسانها را كرامت بخشد و اعلام بدارد كه هركس باتقواتر باشد، با كرامتتر است. او مىخواهد مكارم اخلاق را به تمام و كمال رساند. انسانها را تعالى بخشد تا بتوانند فكر كنند، تصميمگيرى كنند و از عقول هم بهرهمند گردند. از استبداد و تكروى، دورى كنند و با اتحاد و يكدلى، به اهداف خود برسند. تعصبات كوركورانه قومى و قبيلهاى را به دور ريزند و با همفكرى و مشورت، به يك هدف والا بنگرند.
با توجه به سياق آيه كريمه، معلوم مىگردد مشورت، باعث تلطيف و آرامش مسلمانان است و پيامبر(ص) با آن لطف و مهربانى كه خداوند به او داده است، مىتواند به آنها آرامش بخشد و آنها را اطراف خود گرد آورد تا با وجود اين محور، مسلمانان از هم پراكنده نشوند.
همچنين آنان احساس نكنند كه در فعاليتها، شريك نيستند و فقط مجبورند سخنان پيامبر(ص)، را اجرا كنند و حتى به نظرات آنها نيز احترام گزارده نمىشود.