133در ضمن، از آيه آخر سوره مزمل به دست مىآيد: اولاً اقتداى برخى از مسلمانان به پيامبر(ص)، تنها در شبزندهدارى بوده است؛ نه به عنوان وجوب. ثانياً: نوعى تخفيف در ساعات و زمان بيدارى و قرائت قرآن به مقدار ميسور مىباشد و اين، نسخ حكم نيست.
همچنين در اينكه آيه تهجد، قيام ليل را نسخ كرده باشد، به دو نكته بايد توجه كرد:
اولاً: نسخ، داراى شروطى است كه تا آن شروط محقق نشود، نمىتوان منسوخ يا ناسخ بودن يك آيه را ثابت كرد. از جمله شروط نسخ آن است كه امكان اجتماع دو حكم، وجود نداشته باشد. همچنين اگر حكم از بعضى افراد موضوع، برداشته شد، تخصيص است؛ نه نسخ و اگر جنبه تبيين داشت، مبيِّن است؛ نه ناسخ. 1
ثانياً: همانطور كه پيش از اين گفتيم، تهجد، به معناى بيدارى براى نماز شب است؛ در حالىكه قيام ليل، چنين مفهومى ندارد. همچنين نمىتوانيم از آيات سوره مزمل، چنين مفهومى را برداشت كنيم. پس اين دو موضوع، با هم متفاوتاند و نسخ در دو موضوع متفاوت، لغو است. اگر هم جنبه توضيح و تبيين نسبت به هم را دارند كه باز نسخ نيست. بلكه تبيين و تشريح يك حكم، با آيه ديگر است.
گفتنى است برخى عالمان، از كلمه «نافله»، معناى استحباب را استنباط كرده و گفتهاند خداوند با اين واژه، وجوب قيام ليل را از پيامبر با (قُمِ اللَّيْلَ) برداشت كه چنين سخنى با توجه به مطالب پيشرو، صحيح به نظر نمىرسد.
«نافله» از ريشه «نفل»، به معناى زياده، 2 غنيمت، هبه و عطيه 3 آمده است. اما