114است و هر بينندهاى را به خدا توجه مىدهد. حتى كلام، سكوت، حركت و سكون او همه را متوجه خداوند مىنمايد. از اينرو خداوند او را اگرچه يك جسم و عين خارجى دارد، ولى «ذِكر» نام نهاد و براى اينكه به روشنى، مقصود خود را براى معرفى پيامبر(ص) برساند، بلافاصله كلمه «رسولاً» را آورده است.
چيستى و چرايى ذكر
در اينكه مقصود از ذكر چيست، چند نظريه ميان مفسران شيعه و اهل سنت مطرح است كه به بررسى آنها مىپردازيم:
1. مقصود از ذِكر، «قرآن» است و مقصود از رسول، پيامبر اعظم(ص) است 1 و كلمه «اَرسَلَ» در تقدير است؛ يعنى «ارسل رسولاً»؛ زيرا قرآن كريم، خود را ذكر معرفى مىنمايد. 2 همچنين اين كلمه در آيه شريفه، مقرون به «انزل» است. از اينرو هر كجا «انزال ذكر» گفته شود، قرآن در اذهان تداعى مىگردد.
2. مقصود از «رسولاً»، جبرئيل است و رسولاً، بدل از ذكر است و انزال هم معناى حقيقى خود را پيدا مىكند؛ به معناى فرو فرستادن ذكر. از اينرو بدل بودن، صحيح مىباشد. 3 زمخشرى مىگويد: اگر «ذِكر» را پيامبر(ص) فرض كنيد، انزال معنا ندارد و به طور قطع، رسولاً بدل از ذكراً است. بنابراين بايد ذكر و رسولاً را طورى معنا كنيم كه با بدل بودن سازگارى داشته باشد و معناى نزول هم درست شود.
3. ذكر، همان رسول است. ولى براى اينكه نزول توجيه شود، بايد بگوييم كه اين ذكر، هم رسول است، هم رسالت و اين رسالت است كه مُنزَل است و نزول، صفت رسالت است. در واقع مقصود از ذكر، جايگاه و مقام رسالت پيامبر(ص)