106چه پيامبر(ص) را دوباره ببيند و چه نبيند، در اين تعريف مىگنجد». وى به «اشعث ابن قيس» مثال مىزند و مىگويد: «او در زمان پيامبر(ص) مرتد شد و در زمان ابوبكر مجدداً به اسلام برگشت و اهل حديث او را از صحابه مىدانند و روايات او را در مسانيد و صحاح، وارد مىكنند». 1
آيا هركس، حتى اگر فقط در مسيرى پيامبر(ص) را به چشم ديده است، مىتواند مصون باشد و عنوان «عدالت» بر او اطلاق گردد؟! آيا كسى كه از اجابت پيامبر(ص) سرپيچى مىكند و مرتد مىشود و تا زمانى كه پيامبر(ص) زنده است، به اسلام برنمىگردد و آنگاه در زمان ابوبكر به دين برمىگردد، مىتواند از پيامبر(ص) روايت نقل كند و در قيامت هم شاهد بر امم باشد و جزء امت وسط و خير امم محسوب گردد؟! آيا كسى كه حتى يك روايت از پيامبر(ص) نشنيده و نقل نكرده و در هيچ جنگى پيامبر(ص) را يارى نكرده است، مىتواند عادل و شاهد بر ساير خلق و امت وسط و بهترين امتها باشد؟!
بىترديد از آيه كريمه، عدالت همه صحابه، با اين وسعت تعريف، استنباط نمىگردد و برخى از آيات قرآن و نيز شواهد و مستندات تاريخى، به طور قطع، خلاف آن را ثابت مىكند؛ براى نمونه، در جنگ جمل وقتى كه شتر عايشه به «حوأب» مىرسد و سگهاى آنجا بانگ برمىآورند و عايشه شنيد و متوجه شد اينجا حوأب است، قصد برگشت نمود. ولى طلحه و زبير براى او قسم خوردند كه نام اينجا حوأب نيست 2 يا آنها عبدالله بن زبير را مأمور كردند تا او پنجاه نفر را پيش عايشه آورد تا آنها شهادت دهند كه نام اينجا حوأب نيست. 3
آيا كسانى كه چنين دروغى گفتند و شهادت به دروغ دادند، مىتوانند در