136اينجا، گروهى از مؤمنان را سخت سرزنش مىكند كه چرا در برابر اين امور خاشع نمىشوند؟! چرا همچون بسيارى از امتهاى پيشين، گرفتار غفلت و بىخبرى شدهاند؟! همان غفلتى كه نتيجهاش قساوت دل و فسق و گناه است!
آيا تنها ادعاى ايمان كردن و از كنار اين مسائل مهم، به سادگى گذشتن و در ناز و نعمت زيستن و پيوسته مشغول عيش و نوش بودن، با ايمان سازگار است؟! 1 امام على(ع) فرمود:
«لِيَخْشَعْ للهِ سُبْحَانَهُ قَلْبُكَ فَمَنْ خَشَعَ قَلْبُهُ خَشَعَتْ جَمِيعُ جَوَارِحِه» 2؛ «بايد قلب تو براى خداوند متعال خاشع باشد. پس كسى كه قلبش خاشع باشد، همه اعضاى او خاشع خواهد بود».
نگاهى به زيارتنامههاى اهلبيت(عليهم السلام) آدمى را با مطالب زيادى درباره خضوع و خشوع در برابر پروردگار روبهرو مىكند؛ براى مثال، در صلوات بر امام موسى بن جعفر(ع)، از ايشان به دليل برخوردارى از خضوع و خشوع، تمجيد گرديده است:
اللَّهُمَّ وَ كَمَا صَبَرَ عَلَى غَيْظِ الْمِحَنِ وَ تَجَرَّعَ فِيكَ غُصَصَ الْكُرَبِ وَ اسْتَسْلَمَ لِرِضَاكَ وَ أَخْلَصَ الطَّاعَةَ لَكَ وَ مَحَضَ الْخُشُوعَ وَ اسْتَشْعَرَ الْخُضُوعَ وَ... صَلِّ عَلَيْهِ صَلَاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً. 3
خدايا! همانطور كه امام موسى بن جعفر(عليهماالسلام) بر خشم برخاسته از تحمل سختىها صبر كرد و غصههاى سرچشمه گرفته از مصيبتها را جرعه جرعه نوشيد و تسليم رضاى تو بود و در راه اطاعت تو اخلاص ورزيد و نهايت خشوع را در پيشگاه تو بجاى آورد و خضوع را در قلب خود جاىداد... بر او درود فرست؛ درودى فزاينده و بلندمرتبه و پاكيزه.
همچنين در برخى از دعاهاى پس از زيارتنامهها، زائر از خداوند مىخواهد كه خضوع و خشوع را روزى او گرداند؛ براى مثال، در دعا كنار مرقد اميرمؤمنان(ع) پس از نماز، چنين آمده است: