55
فِي ثِيَابِكِ احْتَجْتِ أَنْ تَتَصَدَّقِي بِهَا فَقَالَتْ وَ كَيْفَ أَتَصَدَّقُ وَ لَيْسَ لِي غَيْرُهَا فَطَافَتْ بِالْبَيْتِ عُرْيَانَةً وَ أَشْرَفَ لَهَا النَّاسُ». 1
بعضى از مفسران، اين عادت زشت جاهليت را در ذيل آيه: ( وَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً قٰالُوا وَجَدْنٰا عَلَيْهٰا آبٰاءَنٰا وَ اللّٰهُ أَمَرَنٰا بِهٰا قُلْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ ) 2 ذكر كردهاند و مراد از فحشا يا يكى از مصاديق آن را، همين عمل قبيح جاهلى دانستهاند. 3
عادت ديگرِ آنها در مراسم حج اين بود كه مىگفتند: هركس از خارج حرم براى زيارت خانه خدا بيايد، نمىتواند از غذاى حل استفاده كند، 4 بلكه بايد از غذاى اهل حرم استفاده كند. اين عمل در عين اينكه يك بدعت بود، سود فراوانى براى قريش داشت كه خود را متوليان حرم مىدانستند. بعضى از مفسران اين عادت را در ذيل آيه: ( قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّٰهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبٰادِهِ وَ الطَّيِّبٰاتِ مِنَ الرِّزْقِ ) 5 يا آيه قبل ذكر كردهاند. 6
جمعبندى
از مجموعه آيات و روايات استفاده شد كه حج در اين برهه از تاريخ، نهتنها وجود داشته، بلكه امرى معروف و مشهور بوده؛ بهطورى كه معيار شمارش سال قرار گرفته بود و در هر سال اين عمل عبادى انجام مىگرفته است. منتهى بهوسيله سودجويان و قدرتطلبان، حج از حقيقت اصلى و توحيدىاش منحرف گشت و هركس براى منافع شخصى يا گروهى، چيزى را بر آن اضافه يا جايگزين نمود و عبادت مردم در پاكترين مركز عبادت، تبديل به سوت كشيدن و كف زدن و فحشا و تفاخرات موهوم و آلوده به انواع بدعتها و خرافات گرديد و كانون توحيدى كه بهوسيله ابراهيم پاكسازى شده بود، تبديل به بتخانه و بتكده شد؛ بهطورى كه هر گروهى كه به مكه مىآمد، براى خود بتى داشت و در مقابل آن تعظيم و كرنش مىكرد.