170را بازپس ندهى، به زودى با لشكرى كه طاقت مقابله با آن را ندارى به سوى تو خواهم آمد و من از تو برئ هستم همانگونه كه از شيطان رجيم برئ هستم. 1
حجرالأسود مدت 22 سال در بحرين ماند و در طول اين مدت اقدامات دو قطب سياسى در جهان اسلام؛ يعنى عباسىها در بغداد و فاطمىها در آفريقا براى وادار كردن قرامطه به باز پس دادن حجرالأسود بىنتيجه ماند. خلفا تا پنجاه هزار دينار به قرامطه پيشنهاد كردند كه در مقابل آن حجرالأسود را بازپس بدهند، ولى آنها قبول نكردند. 2 به گفته ابن سنان كه خود معاصر با وقوع اين قضايا بود، براى قرامطه پولهاى زيادى جهت ردّ حجرالأسود وعده كردند؛ اما مورد قبول آنها واقع نشد و اين تهديد مهدى علوى فاطمى بود كه آنها را مجبور به اين كار نمود. 3
به هرحال حجرالأسود در سال 339 به مكه برگردانيده شد و آن را يك نفر از قرامطه به نام سنبر (كه احتمالًا پدر زن ابوسعيد قرمطى باشد) به مكه حمل نمود. گفته شده است كه حجرالأسود را پيش از حمل به مكه، به شهر كوفه بردند و در ستون هفتم از جامع كوفه نصب كردند تا مردم آن را ببينند و برادر ابوطاهر نامهاى نوشته بود كه در آن آمده بود: ما حجرالأسود را به امر كسى اخذ كرديم و به امر همان شخص بازگردانيديم. 4 در بعضى از كتب جمله اخير به اين صورت آمده است :«اخذناه بقدرة الله ورددناه، بمشيئة الله» ما آن را با قدرت خدا اخذ كرديم و با مشيت او برگردانديم. 5
وقتى حجرالأسود به مكه رسيد، امير مكه و همچنين جمعيتى از مردم مكه حاضر شدند و «سنبر» با دست خود حجرالاسود را به جاى خود قرار داد و گفته شده كه حجر را شخصى به نام حسن بن مزوق بنّا به ديوار كعبه نصب كرد و با گچ آن را محكم نمود. 6 از افراد ديگرى نيز نام برده شده است.
درباره اين كه چه كسى حجرالأسود را در جايگاه اصلى خود قرار داد، از يكى از علماى بزرگ ما مطلبى نقل شده كه همراه با جريان كوتاهى است كه ما آن را به اختصار نقل مىكنيم: