168كه حجرالاسود را قلع كنند. پس مردى آمد و با گرزى بر آن كوبيد و گفت: «طيراً ابابيل» كجاست؟ «حجارة من سجيل» كجاست؟ سپس حجرالاسود را كندند و به بلاد خود حمل كردند. 1
در تكملهاى كه براى تاريخ طبرى نوشتهاند، آمده است كه: قرامطه آثار خلفا را، كه با آنها كعبه را زينت داده بودند، غارت كردند. آنها «درة اليتيم» را كه چهارده مثقال طلا بود و نيز گوشوارههاى ماريه و شاخ قوچ ابراهيم و عصاى موسى كه هر دو با طلا قابل شده بودند و طبق و قرقرهاى از طلا و هفده قنديل از نقره و سه محراب نقرهاى كه از قامت انسان كوتاهتر بود و به صدر بيت نصب شده بود، همه را غارت كردند. 2
در جريان كشتار حجاج به وسيله قرامطه چندين نفر از علما و محدثين نيز در حال طواف كشته شدند كه نام تعدادى از آنان، از جمله: حافظ ابوالفضل محمد بن حسين جارودى و شيخ حنفىها در بغداد ابوسعيد احمد بن حسين بردعى و ابوبكر بن عبداللّه رهاوى و على بن بابوبه صوفى و ابوجعفر محمد بن خالد بردعى (كه ساكن مكه بود) در كتب تاريخى آمده است. 3
نقل شده است كه يك نفر از محدثين در آن زمان، در حال طواف بود، وقتى طواف او تمام شد، شمشيرها احاطهاش كردند و چون خود را در آن حال ديد اين شعر را خواند:
تري المحبين صرعي في ديارهم
كفتية الكهف لايدرون كم لبثوا 4
قرامطه يازده روز و به نقلى شش روز و به نقلى هفت روز در مكه ماندند، آنگاه به سرزمين خودشان - هجر - بازگشتند و حجرالأسود را با خود بردند، گفته شده كه زير حجرالأسود، چهل شتر هلاك شدند و جاى حجرالاسود در گوشه كعبه خالى ماند و مردم دست خود را به جاى آن مىكشيدند و تبرك مىجستند. 5 قرامطه، حجرالاسود را به شهر «احساء» بردند و اين كه در بعضى از منابع محل نگهدارى حجرالأسود، بحرين