165قصد دمشق و فلسطين كرد، ولى موفق نشد و همچنين او تا يك فرسخى بغداد رسيد ولى از آنجا بازگشت. 1
ابوطاهر از شعرهم بهرهاى داشت و در قطعه شعرى كه به او منسوب است از بلند پروازىهاى خود و همينطور از اينكه او داعى بر مهدى است خبر داده است. البته منظور او از مهدى، مهدى فاطمى است كه در آفريقا خروج كرده بود. آن شعرها اين است:
أغرّكُمُ منّي رجوعي الي هَجَر
فعمّا قليل سوف يأتيكم الخبر
اذ اطلع المرّيخ من ارض بابل
و قارنه كيوان فالحذر الحذر
فَمَنْ مُبلغٌ اهل العراق رسالة
بانّي انا المرهوب في البدو والحضر
فياويلهم من وقعة بعد وقعة
يساقون سوق الشاة للذبح و البقر
سأصرف خيلي نحو مصر و برقة
الي قيروان الترك و الروم والخزر
تا آنجا كه مىگويد:
انا الداع للمهدي لاشك غيره
انا الصارم الضرغام و الفارس الذكر
أعمّر حتي يأتي عيسي بن مريم
فيحمد آثاري وارضي بما أمر 2
البته ما اينجا درصدد ذكر جزئيات دستاندازىهاى ابوطاهر به شهرها نيستيم، از آنچه كه به اختصار گفتيم، معلوم شد كه ابوطاهر دولت مقتدرى در بحرين و جنوب خليج فارس تشكيل داده بود و مقابله با آن كار آسانى نبود و مسلمانان را در جريان ربوده شدن حجرالاسود به وسيله قرامطه كه شرح آن را به زودى خواهيم آورد، نبايد چندان توبيخ كرد.
پس از مرگ ابوطاهر در سال 332 چند تن ديگر از سلسله جنابيان قرمطى در بحرين حكومت كردند ولى ديگر آن قدرت و شوكت را نداشتند.