164دنبال نمود. او به تمام نواحى و اطراف دستاندازى كرد و همو بود كه بارها به كاروانهاى حجّاج حمله كرد و آنها را كشت و بالأخره به مكه نيز حمله كرد و كشتارهاى بىرحمانهاى به راه انداخت و حجرالأسود را از كعبه ربود كه شرح مفصّل آن به زودى خواهد آمد.
ابوطاهر آدم بىرحم و متهوّرى بود. او در سال 311 به بصره كه حصارى دور آن كشيده بودند، حمله كرد و نيروهاى او با نردبانهاى مخصوص از بالاى حصار به داخل شهر نفوذ كردند.
به گفته ابن كثير: در اين حمله هزار و هفتصد سواره تحت فرمان او بود و پس از عبور از حصار شهر هفده روز در آنجا ماندند و بسيارى از مردم را كشتند ... 1
ابوطاهر شهر «هجر» را پايتخت خود قرار داده بود كه به گفته ياقوت مركز بحرين بود و گاهى هم به همه بلاد بحرين «هجر» اطلاق مىشد. 2 او سربازان از جان گذشته و پيشمرگان بسيارى داشت كه همين امر رمز پيروزىهاى نظامى پىدرپى او بود. نوشتهاند كه «ابن ابى الساج» هنگام حركت دادن سپاه سىهزار نفرى خود به عزم جنگ با قرمطيان، پيكى براى اتمام حجت نزد پيشواى آنان ابوطاهر جنابى فرستاد. چون پيك پيش ابوطاهر آمد ابوطاهر از او پرسيد: «ابن ابى الساج» چه تعداد سپاهى با خود آورده است؟ پيك جواب داد: سى هزار نفر. ابوطاهر او را مسخره كرد و گفت: در حقيقت سه نفر هم ندارد. آنگاه روى به يكى از جنگجويان خود نمود و به او فرمان داد كه در دم، خنجر بركشيده و شكم خود را بدريد. ابوطاهر به پيك گفت: با چنين جانبازى كه از جنگجويان من ديدى، «ابن ابى الساج» چه كار تواند كرد؟ 3
به هرحال ابوطاهر موجود عجيبى بود و به بسيارى از شهرهاى اطراف مانند شهرهاى كوفه و بصره و رقّه و قادسيه و رأس العين و نصيبين و كفرتوثا و موصل و چند شهر ديگر حمله كرد و تمامى اين حملهها با كشتارهاى وسيعى همراه بود او حتى