122طرف دوم - محمّد بن عبدالوهاب و ذريهاش تسلط مذهبى داشته باشند؛ يعنى حكم تكفير و قتل هر كسى كه بر طريق آنها سير نكند و در جنگها با آنها همراهى ننمايد و يا اموال و دارايىهاى خود را در اختيار قرار ندهد، با آنها باشد و بتوانند كسانى را كه دعوت آنها را ردّ كرده باشند بكشند و بر اموال و دارايىها و امكانات آنان استيلا يافته و آثارشان را از بين ببرند.
معامله و قرارداد اين چنين تمام مىشود و حركت پليد استعمارى آغاز مىگردد.
طرف اول محمد بن آل مرد خامى عنوان امامالمسلمين مىيابد و طرف دوّم به نام «امامالدعوه» موسوم مىگردد، و اين چنين، اين حركت منفور و ناخجسته در تاريخ پرمجد اسلام و ملل مسلمان آغاز مىشود كه هنوز هم، مسلمانان از جنايت و مصيبتهاى دردناك آن رنج مىبرند. چون اين توافق و پيمان بين طرف اوّل محمّد بن سعود با طرف دوّم محمد بن عبدالوهاب قرقوزى در مبارزه با شريعت جاودان اسلام تحقق يافت، اين اتفّاق ناميمون، كارش به ساختن مذهب جديدى انجاميد كه اركان و پايههايش بر خيانت و جنايت و بر زمين ريختن خونهاى پاك و غارت اموال و از بين بردن آثار اسلامى استوار است. تمام اين اعمال براى حفظ منافع استعمار و ساختن جامعه و ملّتى بود كه هرج و مرج و درگيرى و فقر و كفر و جهل و ركود بر آن حكمفرما است.
قرنها و سالها سپرى مىشد و حرمين شريفين و سرزمين مقدس حجاز جايگاه با عظمت و عالى و مقدّس خود را داشت، تا اينكه عوامل خارجى و جريانهاى استعمارى چنان بر اين سرزمين يورش بردند كه سكّانِ كشتى حكومت اسلامى به دست بيگانگان افتاد و اين سرزمين مقدّس از چنگ مسلمانان و عالمان و فقيهان به درآمد.
تيرگى و ظلمت به سرعت سراسر جامعه اسلامى را فراگرفت، به خصوص در شبه جزيره عربستان به اوج خود رسيد. بگونهاى كه چند سالى بيش نگذشت كه تمام