76كه گفتى به ناموس پيغمبر خيانت نمىكنم». در اين حال از وحشت بيدار شدم، رفيق خائن را ديدم كه دست بر صورت دارد و مىنالد، گفتم: «كيست؟» گفت: «حضرت امام حسين(ع) را در خواب ديدم كه گفت: تف بر تو كه خيانت كردى؛ لذا صورتم مىسوزد». چنان ناله زد و نقش بر زمين شد كه بعد از ساعتى، جنازهاش از خانه بيرون رفت. 1
گذشت و فداكارى محمد بن زيد(ع)
سرگذشت جالبى كه بر فضيلت و جوانمردى و كرامت محمد دلالت دارد، درباره پسر هشام بن عبدالملك، قاتل پدر محمد، حضرت زيد شهيد(ع) است كه بسيار جالب بوده و مرحوم مجلسى(ره) در بحارالانوار به آن اشاره نموده است:
ابوجعفر منصور، خليفه عباسى در مكه، شنيده بود كه در نزد محمد بن هشام بن عبدالملك، گوهرى قيمتى است. وى مىخواست به هر وسيلهاى كه ممكن است، [آن را] از چنگ او بيرون آورد. يك روز صبح، دستور داد تمام درهاى مسجدالحرام را ببندند و مأمورينى چند گماشت تا محمد فرار نكند و فقط يك در را باز گذارد و دستور داد تا مأمورين، محمد را دستگير كنند.
محمد بن هشام فهميد كه اين نقشهها، براى گرفتن