75
خيانت يكى از كنيزان محمد
به جز دو همسر محمد بن زيد شهيد(ع) كه پيش از اين به آنان اشاره شد (فاطمة دختر مرجا جعفرى و هنادة مخرومى)، او كنيزانى داشت كه برخى از فرزندان او، از آنها بودند. مرحوم تاج لنگرودى، روايتى را مبنى بر خيانت يكى از كنيزان وى نقل مىكند كه صحت و سقم آن به عهده راوى آن است.
از مرد شيعهاى نقل شده كه به همراه محمد دميرى، به نزد محمد بن زيد علوى رفتيم. او بعد از پذيرايى از ما و پهن كردن بستر استراحت، از ما جدا شد و ما به خواب رفتيم. نيمه شب متوجه شدم كه جامه خوابم تكان خورد!
زنى را در كنارم ديدم كه گفت: «چون از فصاحت و بلاغتت خوشم آمد، لذا آمدم امشب را با تو بگذرانم و از هم كام بگيريم!» گفتم: «تو كيستى؟» گفت: «من زن همين مرد علوى هستم». گفتم: «واى بر من كه با اين نمكخوارگى، به ناموس پيغمبر خيانت كنم؛ از من دور شو». چون از من مأيوس شد، به طرف رفيق من رفت، ولى او بدون ملاحظه و در كمال شقاوت، وى را پذيرفت و در آغوش خود كشيد.
من در عالم خواب، حضرت امام مجتبى، امام حسن(ع) را ديدم كه فرمود: «اگر شرابخوار نبودى، لبان تو را مىبوسيدم