415
سجادهاى براى معلّم
خواهر و برادر هستند. اميررضا يازده ساله و سارا شش ساله. اهل گنبد كاووس، با پدر و مادر خود به حج آمدهاند. پدر مىگويد: سال 1384 بود كه براى خودم، همسرم، مادرم، خواهرم و اميررضا ثبتنام كردم. آن موقع هنوز سارا به دنيا نيامده بود. مادرم كه فوت كرد، نام او را بر دخترم گذاشتم؛ مثل همه بچهها خيلى خجالتى هستند و از پاسخ به سؤالات طفره مىروند. اميررضا مىگويد: با سارا كنار خانه خدا عكس يادگارى گرفتيم. من و سارا قبل از آمدن، اين خانه را در ذهنمان مجسم كرده بوديم و هر كدام جداگانه كعبه را نقاشى كرديم و الآن در اين سفر، همراهِمان است. اميررضا در آخر گفت: براى معلمم، يك سجاده نماز سوغاتى خريدهام. اى كاش روزى بيايد كه در كتاب دينى مدرسههاى ما، حكايت حج اميررضا و سارا هم بيايد.
تحول در تردد
حاجيان براى رفتن به عرفات آماده مىشوند. كارگزاران حج ايران و عربستان نيز همزمان براى اسكان، تردد و تغذيه و بهداشت مناسب كه مايه آسايش و آرامش خاطر زائران در آن ايام باشد، برنامهريزى و عمليات سنگينى را آغاز كردهاند. سير تحولات در چند ساله اخير نشان مىدهد كه تكاپوى آگاهانه و نظاممندى براى بهبود روندها و فرآيندهاى خدماترسانى به زائران بيتالله الحرام در جريان است. نمونه اين رويكرد تحولگرا به خوبى در ارتقاى سطح كيفى تردد حاجيان، از مكه به عرفات و مشاعر، ديده مىشود. تا سال 86، متناسب با تعداد زائران، سه تا چهار اتوبوس از صبح روز هشتم ذىحجه، در اختيار مدير كاروان قرار مىگرفت. اين اتوبوسها مىبايست زائران را از مكه به عرفات منتقل كنند و تا پايان ايام تشريق، براى جابهجايى زائران به مشعر و منا، در كنار كاروان باشند. اين تعداد اتوبوس كه همزمان به سمت عرفات يا مشعر حركت مىكردند، باعث ترافيك شديد و راهبندان طولانى در مسيرها مىشد. جدا شدن