266پايين به آنان واگذار كنند. «بورتون» (1825م) شغل نخاوله را قصابى، رفتگرى و زراعت دانسته و مىنويسد كه ساكنان مدينه از ورود مردگان آنان به مسجدالنبى(ص) و دفن در قبرستان بقيع جلوگيرى مىكنند و براى همين، قبرستان مخصوص به خود دارند.
«تبنونى» در كتاب «قبايل عرب در حجاز» بين مذهب و عقيده نخاوله و موقعيت اجتماعى آنان در جامعه سنى مدينه ارتباط برقرار كرده و مىنويسد:
نخاوله يك قبيله تحقيرشده (قبيلة الحقيره) ساكن در حومه مدينه است. ساكنان شهر آنان را به عنوان خدمتكار خانه و كار در مزرعه و باغهايشان استخدام مىكنند. اينها رافضه هستند كه نام ابوبكر، عمر، عثمان و عايشه را به فرزندانشان نمىنهند و اجازه ازدواج موقت، يعنى متعه را مىدهند. اهالى مدينه با آنها ازدواج داخلى ندارند.
اين وضعيت تا دهههاى اخير نيز ادامه داشته، بلكه شديدتر شده است. مرحوم آيت الله شيخ عبدالحسين فقيهى رشتى، نماينده آيت الله بروجردى در مدينه، طى گزارشى درباره شيعيان مدينه مىنويسد:
يك دسته از شيعيان مدينه، نخاوله هستند كه بيشتر از ساير شيعههاى اين شهر هستند... اين دسته، نوعاً رعيت و زراعت باغهاى مدينه را اداره مىكنند و نوعاً اشخاص متدين و بىبضاعت هستند. شايد چند نفرى بيشتر مستغنى ندارند و قسمت شهرنشين آنها هم كسبه درجه چهار و باربر و بنّا و عمله هستند. فشار حكومت بر اين دسته، بيشتر از سائر دستههاى ديگر شيعه است؛ زيرا از خواستههاى اخلاقى حكومت سرپيچى مىكنند. لذا آنها هم معامله متقابله كرده، از مقدارى امتيازات آنها را محروم كردهاند؛ مثلاً اموات را رسم است پس از غسل، براى زيارت به حرم مطهر نبوى مىبرند، لكن اموات نخاوله را اذن نمىدهند به حرم ببرند و ديگر آنكه شهادت آنها را در محاكم حجاز نوعاً