264حتى مورخان سنّى كه با غرضورزى به نخاوله پرداختهاند، پيشينه آنها را به صدراسلام (پس از واقعه حرّه) مىرسانند؛ ادعايى كه گرچه در اصل آن اختلافى نيست، ولى انتساب آنها به واقعه حرّه، حتى از سوى ديگر نويسندگان و مورخان منصف سنى و عرب، به شدت نكوهيده شده است.
براى نمونه احمد السباعى (مورخ و روزنامهنگار معاصر سنى و حجازى) در كتاب تاريخ مكه خود مىنويسد:
به همين مناسبت انسان منصف متأسف مىشود وقتى كه مىبيند برخى از مورخان نوشتهاند كه شيعيان امروز مدينه، كسانى كه نخاوله ناميده مىشوند، از فرزندان ماجراى اباحه هستند. چيزى كه در آن رايحه تعصب ديده مىشود. واقعيت آن است كه برخى از مورخان، عقل خود را در برابر روايات تاريخى قفل مىكنند و برخى ديگر تعصبات مذهبى خود را حاكم كرده و بيش از آنكه به ثبت حقيقت و تاريخ اهميت دهند، در پى هواهاى خود هستند. معالاسف برخى از عوام مدينه تا به امروز تحت تأثير اين روايات بوده و به برادران نخاولهاى خود اينگونه مىنگرند و سنى نبودن آنان نيز، اين باور عاميانه را در نفوس عوام تقويت مىكند. مردم نيز ياد گرفتهاند تا نخاوله را طرد كنند؛ چرا كه عثمانىها به دلايل سياسى با تشيع مبارزه مىكردند. اما واقعيت آن است كه نخاوله جزئى از مذهب تشيع در عالم اسلامى است و مذهب تشيّع در بلاد عربى غريب نيست.