255در گذشتهاى نه چندان دور، احساء، قطيف و بحرين يك منطقه بهشمار مىرفتند كه تماماً بحرين خوانده مىشد و دولتهاى شيعى مانند العصفوريون و العيونيون بر آنها حكومت مىكردند. بعدها كه بحرين جدا شد، احساء و قطيف به مركز حضور شيعيان در عربستان تبديل شدند. 1
شيعيان در احساء و قطيف، در اظهار عقايد و مذهبشان، از آزادى عمل بيشترى برخوردار بوده و همواره حوزههاى علوم دينى و مساجد مخصوص به خود را داشتهاند. اين دو شهر علماى بزرگى هم داشته كه صاحب فتوا و كرسىتدريس، منبر و خطابه بودهاند؛ مانند شيخ احمد زين الدين احسايى، ابن ابى جمهور احسايى، شيخ لويمى، شيخ حبيببنقرين، شيخ ابوموسى خمسين در احساء و شيخ ابراهيم قطيفى (معاصر محقق كركى)، شيخ على ابوالحسن الخنيزى، شيخ على ابوعبدالكريم الخنيزى، سيد ماجد العوالى در قطيف.
شيعيان منطقه الشرقيه، اما از نظر سياسى، اجتماعى و فرهنگى، همواره با فراز و نشيبهايى روبهرو بودهاند. شيعيان اين منطقه، از قرن چهارم تا اوايل قرن بيستم ميلادى، تحت سيطره مداوم نيروهاى خارجى بودهاند. به استثناى حدود 70 تا 80 سال زمان حضور پرتغالىها در قرن شانزدهم، بقيه اين مدت تحت قيادت حاكمان سنى خارجى، از جمله دولت عثمانى بودهاند.
به رغم اين شرايط پر فراز و نشيب، شيعيان، مقامهاى عالى فرهنگى و روحانى را در اختيار داشته و مؤسسات مهم دينى و مساجد و حسينههاى خود را را به آسانى تأسيس و مديريت مىكردند تا جايى كه در دهه 40 از قرن گذشته ميلادى، «قطيف» را نجف كوچك مىخواندند. از سال 1913 كه منطقه شرقيه به تصرف آل سعود درآمد و از دولت عثمانى جدا شد، جنگجويان عبدالعزيزبن عبدالرحمن آل سعود كه اخوان