79
فصل پنجم: ديدگاه سلفيان درباره فرقههاى اسلامى
چنانكه در صفحات قبل بيان شد، واژه «اهل سنت و جماعت»، در طول تاريخِ استعمال اين اصطلاح، به تمام پيروان مذاهب چهارگانه فقهى (حنفى، شافعى، مالكى و حنبلى) اطلاق مىشد؛ كه همگى ايشان در كلام، پيرو مكتب كلامى اشعرى، يا ماتريدىاند.
اما اهل حديث و سلفيان معاصر، با بيان تفسير جديدى از اين واژه، تمام پيروان مذاهب اسلامى را «اهل بدعت» و مخالف سنت مىدانند و معتقدند، واژه «اهل سنت و جماعت»، تنها بر خودشان صدق مىكند. «محمدبنصالح عثيمين» در شرح بر سخنان ابن تيميه كه گفته است: «الْفِرْقَةِ النَّاجِيَةِ الْمَنْصُورَةِ إلى قِيَامِ السَّاعَةِ: أَهْلِ السُّنَّةِ وَالْجَمَاعَةِ»، مىنويسد:
از سخن ابن تيميه استفاده مىشود كه هركس با روش آنان مخالفت كند، از اهل سنت و جماعت بيرون است. براى مثال، اشاعره و ماتريديه از اهل سنت به شمار نمىآيند؛ زيرا روش آنان مخالف پيامبر اكرم(ص) و اصحاب است. ازاينرو اشتباه مىكنند كسانىكه اهل سنت را به سه گروه: سلفى، اشاعره و ماتريديه تقسيم كردهاند. چگونه تمام اين گروهها اهل سنتاند؛ درصورتىكه با يكديگر اختلاف دارند؟! غير از حق، چيزى جز گمراهى نيست... . ازاينرو امكان ندارد اين گروهها