64اما در اصطلاح، «خروج از امر پروردگار و ميل به معصيت» را فسق گويند؛ 1 چنانكه خداوند، اطاعتنكردن شيطان در سجده بر آدم را با تعبير (فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ) آورده است. 2 ارتكاب كبيره و اصرار بر صغيره را نيز فسق ناميدهاند؛ زيرا درحقيقت، خروج از امر پروردگار است. 3
انديشمندان اهل سنت، فسق را از عوامل تضعيف راوى و مخل به عدالت وى دانستهاند؛ زيرا به باور ايشان، عادل كسى است كه حالتى استوار و ماندگار داشته باشد؛ بهگونهاىكه آن حالت، او را به تقوا و ترك كارهاى خلاف مروت (خلاف عرف پذيرفتهشده متشرعه) وادارد. 4
در حقيقت، مىتوان فسق را مقابل صفت «عدل» دانست؛ زيرا فاسق، كسى است كه مرتكب معصيتى مىشود كه حد شرعى دارد. 5 «مسلمبنحجاج» در مقدمه صحيح خود، چنين نوشته است:
خبر فاسق، ساقط و پذيرفتنى نيست و شهادت غيرعادل هم مردود است. هرچند خبر در بعضى از جنبههاى معنايى با شهادت تفاوت دارد؛ اين دو در مفهوم با يكديگر مشتركاند؛ زيرا همانگونه كه اهل علم، شهادت فاسق را مردود مىدانند، خبر وى را نيز مقبول نمىدانند. 6