179راستگويند و رواياتشان ميان مردم رواج دارد و مورد اطمينان مىباشند، ولى در بدعتشان خوارشدهاند. درباره اين عده، نزد من چارهاى نيست؛ مگر اينكه تنها روايات معروف (در مقابل منكر) اين عده كه براى تقويت بدعتشان نيست، اخذ شود؛ زيرا اگر رواياتى را نقل كنند كه براى تقويت مذهبشان باشد، در اين روايات مورد اتهام هستند. 1
ابن قتيبه دينَورى 2
گفتنى است ابن قتيبه دينورى در پاسخ به انتقاد مخالفان اهل حديث كه معتقدند «مخالفان اهل حديث روايات مخالفان خود مانند قتاده، ابن ابىنجيح و ابن ابىذئب را مىنويسند و نقل مىكنند درحالىكه از نقل روايات افرادى نظير ايشان مانند عمربنعبيد، عمروبنفائد و معبد جُهنى ممانعت بهعمل مىآورند» مىگويد:
كسانى كه ما احاديث ايشان را نوشته و نقل كردهايم، عالم و در نقل روايت، صادقاند و هركس (از مخالفان ما) كه اينگونه باشد، نقل روايات وى و عمل به آنها مشكلى ندارد؛ مگر در آنچه مطابق با اعتقادش است. پس اينگونه احاديث ايشان، نه نوشته مىشود و نه به آنها عمل مىشود؛ همانگونه كه شهادت ثقه عادل، تنها براى غيرخودش، قبول مىشود. حتى شهادت وى، به نفع پسر و پدرش؛