159همچنين سليمانبناحمد واسطى مىگويد:
به عبدالرحمان بنمهدى گفتم: «شنيدم شما از مردى از اصحاب ما حديث نقل مىكنى كه ديگران خوش ندارند از وى نقل حديث كنيد؟» عبدالرحمان گفت: «آن شخص كيست؟» گفتم: «محمدبنراشد دمشقى». گفت: «چرا از وى حديث نقل نكنم؟» گفتم: «زيرا وى قدرى است». عبدالرحمان غضبناك شد و گفت: «اين مقدار، ضررى ندارد» 1 [يعنى او دعوتكننده به مذهب نيست].
عبدالرحمان بن مهدى، ابتدا از اينگونه راويان، روايت نقل نمىكرد؛ ولى ابوبكربنابىاسود، فرزند خواهر وى، نقل مىكند كه ايشان اواخر عمرش، بهعلت ترس از خدا، از نظر خود برگشت. 2
يحيىبنمعين 3
عباسبنمحمد مىگويد: