1543. با وجود بدعت و گرايشات مذهبى راوى، نمىتوان از كذب او در امان بود. 1
4. خداوند با آيه شريفه: (يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلىٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِينَ ) 2، همه مؤمنان را به تحقيق و تفحص درباره خبر فاسق امر كرده است. 3
5. قبول اخبار مبتدعه، نيازمند دليل است، و حالآنكه اصل در اين مقام، نپذيرفتن روايات ايشان است. 4
6. ضرورتى در پذيرش خبر راوى فاسق نيست؛ زيرا درباره راويان عادل، امكان بيشترى بر شناخت احاديث ايشان داريم. 5
نقد و بررسى
1. اولاً قياس فاسق به كافر، قياس معالفارق است؛ زيرا عمل كافر غالباً ازروى دشمنى است. اما رفتار فاسق ممكن است ازروى شبهه باشد. افزون بر اينكه فرق است بين فاسق متأول و غيرمتأول. درضمن، نمىتوان هركسى را كه به عقيدهاى گرايش يافت، فاسق ناميد؛ زيرا فسق، بهمعناى خروج از امر پروردگار است، و مبتدع بهحسب اعتقاد خويش، هيچگاه