142كردهاند. همچنين ايشان نوشتهاند:
از قوىترين مثالها بر اينكه عالمان سلف متقدم در توثيق راويان، اعتنايى به عقايد و مذهب وى نداشته و گرايشات مذهبى راوى را در توثيق وى، بىاعتبار دانستهاند، «عبدالرحمان بن صالح عتكى» مىباشد. او كسى است كه درباره زشتىهاى صحابه پيامبر(ص) و همسران آن حضرت، رواياتى نقل كرده است. ابن عدى نيز گفته است كه وى از شيعيان بسيار تند مىباشد؛ با اين حال، به احمدابن حنبل گفته شد: «عبدالرحمان بن صالح، رافضى است». احمد گفت: «سبحانالله! مردى كه دوستدار گروهى از اهل بيت پيامبر(ص) است، به او بگوييم كه آنها را دوست نداشته باش! او ثقه است». ابن معين نيز گفته است: «او ثقه، صادق و شيعى است؛ زيرا اگر از آسمان بيفتد، برايش محبوبتر است از اينكه در نصف حرفى، دروغ بگويد». موسىبنهارون نيز گفته است: «عبدالرحمان بن صالح، ثقه است و مطاعن و زشتىهاى همسران پيامبر را نقل مىكرد». 1
سپس اين دو محقق، در جاى ديگرى نوشتهاند:
حال كه يك راوى شيعى تند و غالى در تشيع، با وجود نقل زشتىهاى اصحاب و همسران پيامبر(ص)، اينگونه توثيق مىشود، پس واهمهاى نيست از كسانى كه بهواسطه اندك گرايشى به تشيع، متهم شدهاند؛ مانند اعمش، عبدالرزاق، حسن بن صالح بن حى و امثال ايشان از ثقات محدثان. 2
همچنين شعيب ارنؤوط در تحقيق كتاب سير اعلام النبلاء مىنويسد: