141انديشمندان در موارد بىشمارى با تصريح به وثاقت راويان، نوع گرايش ايشان به بدعت را نيز ذكر كردهاند. درحقيقت، اين دو انديشمند معتقدند: اگر بدعت در حكم، بر وثاقت يا عدم آن، تأثير مىداشت، رجالشناسان هرگز با وجود تصريح به گرايشات مذهبى راوى، حكم به وثاقت ايشان نمىكردند. اين دو همچنين نوشتهاند:
بيشتر متقدمان، درصورتىكه راوى، صادق و امين بوده است، اعتنايى به بدعت وى نكردهاند. بخارى و مسلم به نقل روايات و تخريج احاديث بسيارى از اهل بدعت از قبيل خوارج، شيعه و قدريه پرداختهاند؛ درحالىكه ميان اين راويان، كسانىاند كه دعوتكننده به بدعتشان بودهاند. عده زيادى از ناقدان جرحوتعديل، كنار توثيق راوى، نوع بدعت وى را نيز ذكر كردهاند كه اين عمل، اشاره به اين است كه بدعت، تأثيرى در حكم به وثاقت و صحت روايات وى ندارد؛ چنانكه وقتى از «يحيىبنمعين» درباره «سعيدبنخثيم» پرسيدند، وى گفت: «كوفى است و مشكلى ندارد». از ابن معين پرسيده شد، وى از راويان شيعى است؛ چگونه مشكلى ندارد؟ يحيىبنمعين گفت: «شيعي ثقةٌ و قدري ثقةٌ». 1 گويا در نظر سائل، تشيع راوى، از موجبات جرح به شمار مىآمده است و يحيىبنمعين، تصريح مىكند كه گرايشات مذهبى راوى، منافاتى با وثاقت وى ندارد.
ايشان سپس در ترجمه «حارثبنحصيرة الازدى» 2 و «عبادبنيعقوب رواجنى» 3، كه از راويان شيعى و جزء دعوتكنندگان به مذهب نيز بودهاند، به همين قاعده اشاره