132وى سپس با طرح اين پرسش كه «چگونه كوتاهفكران و كسانى كه علمشان اندك است، احاديث راويان شيعى را بهدليل تشيع رد مىكنند و حالآنكه تشيع ميان تابعان رواج داشته است»، مىنويسد:
پس اگر حديث راوى ثقهاى كه به شيعهگرى توصيف شده است رد شود، تعداد زيادى از احاديث تابعان نيز رد خواهد شد و بسيارى از احكام شريعت از دست خواهد رفت، و اين مطلب را هيچكس نگفته است و نمىگويد و نخواهد گفت؛ مگر كوتاهفكرانى كه نمىتوانند فرق شب و روز را تشخيص دهند! 1
او با اشاره به سخنان ذهبى، كه معتقد است تشيع ميان عده زيادى از تابعان و تابعان تابعان رواج داشته و اگر احاديث اين افراد رد شود، بخش عظيمى از آثار نبوى نابود خواهد شد، نوشته است:
رد احاديث شيعى ثقه، چنانكه ذهبى نوشته است، مفسده روشنى است؛ بهسبب آنچه بر اين عمل مترتب است كه همانا ازبينرفتن بخش عظيمى از احاديث نبوى مىباشد و بههمينعلت، اهل حديث، از سلف تا خلف كه در رأس ايشان، بخارى و مسلم هستند، به احاديث راويان شيعى ثقه، احتجاج كرده و به نقل احاديث ايشان پرداختهاند. پس اگر كسى احاديث راويان شيعى ثقه را نپذيرد و مردود بداند و توثيق راوى شيعى را امر منكر و عمل غيرمشروع و غيرجايز بداند، افرادى شاذ و