122نقل روايت از مبتدعه، نوشته است:
بخارى از بزرگترين كسانى است كه آشكارا از راويان مبتدع روايت كرده و از هر عالم صادق و ثقهاى، از هر فرقهاى كه باشد، روايت نقل كرده؛ هرچند داعيه باشند؛ مانند عمرانبنحطان و داوودبنحصين. مسلم نيز صحيح خود را از راويان شيعى پر كرده است. پس بخارى و مسلم با اين عمل خود، پيشگام در انصاف و اسوه حق هستند كه واجب است برطبق شيوه آنان درباره راويان اهل بدعت عمل شود. 1
وى همچنين مىنويسد:
بخارى، از بزرگان شيعه، معتزله، مرجئه و خوارج، نقل حديث كرده، و احاديث آنان را حجت بين خود و خدا قرار داده، و رواياتشان را بهشكل سنت پيامبر(ص) مطرح كرده است. اين در حالى است كه وى به وجود نام آنان در اسانيد كتابش افتخار مىكند و براى اين راويان، زيباترين ياد را در شريفترين كتاب، جاودانه كرد. 2
قاسمى معتقد است، بهدليل اجتهاد و تأويلِ اهل بدعت، نمىتوان ايشان را «مبتدع» ناميد؛ بلكه بهتر است آنان را مُبدَّع (رمى به بدعتشده) بناميم. وى در بيان سبب اين نامگذارى، نوشته است:
بهايندليل، ايشان را «مُبَدَّع» مىناميم؛ نه مبتدع كه بيشتر آنان، تعمدى بر بدعتگذارى در دين نداشتند و فقط مجتهدانى بودند كه حقيقت را جست وجو مىكردند. اگر هم با وجود تلاش و كوشش، به خطا رفته باشند، مأجورند و سرزنش نمىشوند. 3