94جلو آمدند، ما را بردند در منزل مرحوم [29] حاج شيخ امينى منزل دادند و چون احمال و اثقال همراه نبود، همهطور پذيرايى نمودند. بعد از صرف چايى، رفتيم به حمام جهت غسل زيارت.
بعد از حمام، احرام روضه مقدسه حضرت اميرالمؤمنين(ع) را بستيم. بعد از ورود به آن صحن و حرم امن آن حضرت، گلستانى ديده شد كه در دو دنيا مثلش كسى رؤيت ننموده و نخواهد نمود. بعد از عتبهبوسى و زيارت آن آستان ملك پاسبان، مراجعت نموديم. بعد از صرف غذا و چايى، خوابيديم.
[اخذ جواز دفن در وادىالسلام]
يوم سه شنبه، چهارم رمضان، صبح از خواب برخاستيم، بعد از صرف چايى رفتيم به حرم. بعد بيرون كه آمديم، رفتيم در بيرون شهر به حكومتى 1 از جهت گرفتن جواز دفن جنازه و پسر آقا شيخ لطيف خدام هم همراه بودند. مبلغ ده روپيه [و] چهار آنه پول داديم و جواز گرفتيم.
آمديم در وادىالسلام، وصل به قبر مرحوم مغفور آقاى آقا ميرعبدالصمد قزوينى خودمان. دستور به حفّار داديم قبرى در آنجا حفر كند. خودمان رفتيم در صحن مقدس، جنازه مرحوم حاج آقا را كه شب برده بوديم به صحن، در ميان يكى از حجرات، از آنجا نقل داديم به حرم. بعد از طواف و خواندن زيارتنامه، برديم به وادىالسلام دفن نموديم.
از آنجا مراجعت نموديم، رفتيم منزل. بعد از صرف ناهار، فى الجمله خوابيديم. بعد از خواب، چايى صرف شد. آقاى آقا ميرزا قزوينى تشريف آوردند منزل و امانتى هم داشتند، ردّ نموديم.