92آمديم، رفتيم در روضه مقدسه حضرت سيدالشهداء(ع). بعد از خاكسارى به آن ارض اقدس و زيارت، رفتيم به [حرم] حضرت ابوالفضل و بعد از زيارت، مراجعت به منزل نموديم. بعد از صرف غذا خوابيديم.
صبح يوم يكشنبه، دوم شهر رمضان، از خواب برخاستيم، بعد از صرف چايى، رفتيم به زيارت خامس آل عبا(ع) بعد از عتبهبوسى آن آستانه و آستانه [حضرت] ابوالفضل العباس(ع) آمديم منزل. بعد از صرف ناهار، قدرى خوابيديم. از خواب برخاستيم، چايى خورديم، رفتيم به اتفاق آقاى داداش و آقاى آقا سيد محمدرضا، در نخلستان بيرون كربلا گردش نموديم. نزديك به غروب مراجعت به منزل نموديم و شب را بعضى از آقايان تشريف آوردند منزل، ديدنى از ما نمودند. بعد از صرف شام، پنج ساعت از شب گذشته خوابيديم.
[قصد نجف اشرف به همراه جنازه]
صبح يوم دوشنبه، سوم [شهر رمضان]، از خواب برخاستيم. بعد از صرف چايى، آقاى آقا شيخ لطيف كه يكى از خدّام نجف اشرف مىباشد، تشريف آوردند منزل. بعد از صحبت و تعارفات معمولى، خودمان رفتيم بيرون، در خيابان يك اتومبل دربست گرفتيم إلى نجف اشرف به مبلغ سى روپيه انگليسى.
بعد رفتيم قدرى گردش. به آقاى آقا سيد عبدالجواد آقا، آقازاده آقاى حجة الاسلام آقا ميرزا آقاى مرحوم، كاغذى از قزوين داشتيم، داديم. قريب ظهر شد، آمديم منزل. بعد از صرف ناهار و چايى [28] تقريباً پنج ساعت به غروب مانده، رفتيم به اتومبلخانه و جنازه مرحوم حاج آقا را هم حمل به اتومبل نموديم، ولى صاحب اتومبل امتناع از رفتن نمود كه احمال و اثقال شما زياد است، در صورتى كه فقط يك