83حركت دادند. حركت كرديم، مقدارى از راه را هم طى نموديم و مقدارى هم خودمان پياده قطع مسافت نموديم.
تقريباً چهار ساعت به غروب مانده، وارد به قورهتو شديم، ولى ماشين بغداد گذشته بود و مسافرينى كه از بغداد آمده بودند، احمال و اثقال آنها را گمرك نمودند. بعد مال ما را هم ديدند و گمركى ما نداشتيم. آمديم يكى از اطاقهاى حصيرى را كه از جهت مسافرين تهيه نموده بودند، گرفتيم [20] و اين اطاقهاى حصيرى پانزده اطاق است و خود ماشينخانه هم خيلى مختصر است و منزل مستحفظين ماشينخانه و قراولان و حكيم و گمركچيان، اغلباً ميان چادرى است كه در اطراف ماشينخانه به طور تفرقه 1 زده شده.
معلوم است كه خيال اداره بودن در اين قورهتو را ندارند كه دستگاهى مفصل و عماراتى كه لازم اين اداره بزرگ است بنا نمايند. معلوم است كه خيال، زياد نمودن خط ماشين است به سمت ايران، ولى به واسطه عدم قبول دولت ايران كه امتيازات خودش را به انگليس بدهد، در اينجا به طور ناقصى اداره او مانده است.
غرض، عصر رفتيم گردش و شب را هم به واسطه نبودن ماشين، توقف نموديم كه فردا حركت نماييم؛ چون همهروزه ماشين دو ساعت به ظهر مانده از بغداد مىآيد و تقريباً يك ساعت از ظهر گذشته حركت به بغداد مىنمايد. شب را بعد از صرف چايى و غذا خوابيديم.
صبح يوم سه شنبه، بيست [و] هفتم از خواب برخاستيم. بعد از صرف چايى، رفتيم به اتفاق داداش و رفقاى رشتى گردش. ملاحظه شده كه ناسوزى از رودخانه كه تقريباً پانصد قدم يا بيشتر فاصله به منزل ما داشت، گذاردهاند به سه انبار آب از آهن كه نزديك منزل گذارده بودند كه تقريباً هركدامى سه - چهار كُر آب مىگرفت و از هركدامى دو شير در جريان بود كه به سهلى، مسافرين و اهل ماشينخانه، آب مىگرفتند.