74داشت؛ نگذاشتند كه استراحت نماييم.
غرض، بعد از صرف چايى و فريضه صبح، تقريباً يك ربع از اذان [12] گذشته حركت كرديم. قريب دو ساعت به ظهر مانده، وارد كرمانشاه شديم و امروز شش فرسنگ پيموديم، اما اين شهر كرمانشاه در دامنه كوه اتفاق افتاده. وارد شهر شديم، منزلى گرفته شد؛ بعد از صرف ناهار و چايى، عصر رفتيم به اتفاق آقاى داداش گردش، ولى اين شهر از همدان نسبتاً بهتر است و آثار شهريت او بيشتر است و اغلب عمارات او به طرز قديم است؛ مگر بناهايى كه تازه احداث مىشود [كه] به طرز جديد است و رودخانه از وسط شهر عبور مىنمايد و بعضى از كنارهاى رود، غرس اشجار نمودهاند و عمارات فوقانى كه در لب رود واقع است، بسيار خوش منظرهاى دارد.
غرض، مقدارى كه گردش نموديم، رسيديم به تكيه و حسينيه كه تازه احداث شده است و متعلق به معاونالملك است كه يكى از رجال و متموّلين اين شهر است، ولى بسيار خوب بنا نموده.
رفتيم جلوى درب تكيه، يكى از ملازمين معاونالملك كه جلوى درب تكيه ايستاده بود تعارف نموده، رفتيم گردش نموديم. خود تكيه و محوطه تكيه را به دقت مشاهده نموديم.
تمام اين تكيه و محوطه او كاشى كار[ى] است، ولى تمام را از كاشى عكس انداخته بودند؛ عكس ائمه اطهار و شهداى 1 كربلا و آقايان و مجتهدين. و از سقف تكيه كه يك گنبدى است، چهلچراغ و جارهاى زيادى آويخته بودند. غرض، خيلى قشنگ ساخته بودند، در واقع خرج كلى نموده و زحمت زيادى كشيده است.