69شد و مشغول باريدن شد إلى قريه اسدآباد كه در تحت كوه و گردنه واقع است. تمام راه را باريد و سورچى و اشخاصى كه در بيرون بودند، به آنها سخت گذشت.
غرض، 1 ورود به قريه اسدآباد نموديم؛ تقريباً يك ساعت [و] نيم به غروب مانده بود. بعد از صرف چايى با آقاى داداش بيرون آمديم، قدرى در ميان قريه گردش نموديم. اين قريه مالكين او فرمانفرما و صاحباختيار و ساير از رجال و خوانين ديگرند و قريه بزرگى است. از قول خود اهل قريه، تقريباً هشتصد خانوار است و داراى دويست دوكان، شايد هم بيشتر باشد، ولى تقريباً يك قسمت از سه قسمت از دكاكين او بسته است.
و داراى سه و چهار مسجد است كه آثار و بناء آنها نشان از قديم الايام مىدهد. و داراى سه حمام است و چند حمام ديگر هم خراب دارد و در هفت فرسنگى تويسركان 2 و هفت فرسنگى همدان واقع است، ولى از توابع همدان است و نايب الحكومه او در تحت تبعيت حكومت همدان است.
ولى افسوس مقدارى از اين قريه را جماعت قشون روس در جنگ با عثمانىها كه