68منزل نموديم بعد از صرف شام و غذا خوابيديم.
صبح يوم دوشنبه، نوزدهم، از خواب برخاستيم. بعد از صرف چايى سوار شديم، حركت كرديم. همه جا عبور ما از دامنه كوه الوند بود. منظره خوبى داشت. در تحت كوه، آبادىهاى زياد و نهرهاى آب بسيارى از كوه الوند در جريان بود.
[عبور از حاجىآباد و گردنههاى اسدآباد و ورود به قريه اسدآباد]
همه جا آمديم إلى حاجىآباد 1، ولى منزلگاه درستى نبود؛ در ميان كالسكه، چايى و ناهار صرف شد و سورچى هم قورموتى 2 به مالها داد و سوار شديم.
عبور ما از گردنههاى اسدآباد 3 بود؛ گردنههاى سختى و پرتگاهى بود، ولى جاده چون شوسه شده است، محل اطمينان است، و لكن همسفرهاى ما كه سه نفر از اهل رشت هستند، يكى از اسبهاى كالسكه آنها بسيار شرور بود؛ در چند جا از خط جاده خارج شد [8] و اختيار را از دست سورچى خارج نمود. اگر در جاهاى پرتگاه بود، خيلى سخت بود، ولى همه جا خدا حافظ بود.
بارى، به سر قلّه كوه كه رسيديم، ابرى بالا آمد و باد شديدى وزيد و خيلى سخت