167
[زيارت شهداى احد]
در واقع عجب جاى باصفايى است! خصوص روضه منوّره حضرت حمزه سيدالشهداء، ولى خود شهر نيمفرسنگ مسافت دارد و قبور شهداى احد، در تحت كوه احد اتفاق افتاده و در بين راه، بعضى از نخلستانهاى خوبى است. بارى، عصر مراجعت به منزل نموديم. شب را حاج صالح آمده منزل، تتمه وجه حملهدارى او كه باقى بود، گرفت. بعد شب را بعد از صرف غذا خوابيديم.
صبح يوم چهارشنبه، بيست [و] سوم ذىالقعده، صبح از خواب برخاستيم و گوسفندى [97] آقاى داداش نذر داشتند، خريدند، قربانى نمودند. بعد رفتيم منزل حاج صالح از جهت حركت كه بنا هست امروز بعدازظهر حركت كنيم. بعد از گفتوگوى زياد، معلوم شد به واسطه فراهم نيامدن كارهاى حاج صالح، فردا حركت مىنماييم با عده[اى] از حجّاج هندىها.
[دستور استرداد پول حجاج از طرف شريف مكه]
و امروز هم تلگراف از شريف مكّه جهت حاكم مدينه آمد كه البته پولى كه از حجّاج در بين راه گرفتهاند، به آنها تمام را ردّ كنيد.
چون حاكم مدينه، قضيه قافله را به شريف مكّه اطلاع داده بود و حكومت اينجا فرستاده از تجّار پول قرض نمايد، پول حجّاج را بدهد، ولى تجّار، پول حاضر نداشتند. قرار شده است كه در مكّه عوض دهند.
اين مطلب، از قرارِ قول يكى از تجّارى است كه حاكم نزد او فرستاده بود، از جهت گرفتن پول؛ الخبر يحتمل الصدق و الكذب.
[توصيف شهر مدينه و حرم نبوى(ص)]
بارى، اين شهر مدينه، شهر كوچكى است، ولى آباد است و خيلى خوش آبوهوا مىباشد و دو خيابان قشنگ دارد كه من ديدم؛ ولى از قرار تقرير اهالى، از جنگى كه